, برچسبها: avizoon, xpersia, آویزون,روشی برای دسترسی به سایت های منهدم شده توسط سپاه,چگونه به سایت های منهدم شده توسط سپاه دسترسی پیدا کنیم, ایکس پرشیا, حمایت از آویزون, داستان سکسی خوانوادگی, کاملترین مجموعه داستان های سکسی,جموعه کامل داستان های طنز سکسی سرخ و سفید, دستگیری مدیران, سایت های سکسی, متهمین اینترنت, متهمان اینترنت, حمایت از مدیران دستگیر شده ی آویزون, حمایت از مدیران ایکس پرشیا, حمایت از شازده, حمایت از سیاوش حسین خانی, آریا دانشکار, سایت سکسی جدید, اعتراض به سپاه, دفاع از مدیران دستگیر شده ی سایت ها, پتیشن اعتراض به دستگیری مدیران سایت ها, petition اعتراض به دستگیری مدیران سایت ها
2009/09/30
نامه ی افشاگرانه همسر سعید ملک پور
با عرض شرمندگی بسیار بنا به توافقات صورت گرفته مجموعه گرداب توهم تا زمان مناسبی که برای انتشار آن در نظر گرفته است منتشر نمی شود.این زمان مناسب ممکن است حتی دو سه ماه دیگر باشد.
اضافه می کنم این به معنای آماده نبودن مجموعه نیست بلکه به خاطر تاثیر گذاری بیشتر و هم چنین برنامه ریزی های صورت گرفته است.در ضمن مجموعه فقط از این وبلاگ منتشر نخواهد شد...


قبل از پرداختن به موضوع امروز شما را به دیدن سایت بسیار زیبای gordab که سایت تمسخر گرداب هست دعوت می کنم.(16+)

نامه افشاگرانه همسر یکی از قربانیان سناریوی گرداب
خبرگزاری هرانا : فاطمه افتخاری همسر سعید ملک پور، متهم ردیف اول معرفی شده با نام سیاوش حسین خانی در پروندهی موسوم به «مضلین ۲» مربوط به جرایم اینترنتی است.
به گزارش واحد زندانیان مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، وی پس از بازداشت همسر خود در فروردین ماه سال جاری با انتشار نامه ای نسبت به افشاگری در خصوص سناریو سازی دستگاه امنیتی به نوبه خود اقدام نمود. دستگاه امنیتی با تهدید خانم افتخاری نامبرده را مجبور به سکوت کرد که نهایتاً نامبرده پس از سپری شدن ماهها سکوت با مشاهده وضعیت مخاطره آمیز همسر خود علیرغم تهدیدات جاری با ارسال نامه ای که عیناً در ذیل می آید به سکوت خود پایان داد:

با سلام
بعد از انتشار نامهٔ اول اینجانب در سایت مجموعه فعالان حقوق بشر،خانواده من در تهران تهدید و به دادگاه احضار شدند. و با این مطلب که با رسانه ایی کردن این قضیه شما بر علیه همسرتان عمل می‌کنید، من را مجبور به سکوت کردند
از ستون حوادث روزنامه ایران، متوجه شدم که پرونده همسرم، سعید ملک پور، با صدور قرار مجرميت و كيفرخواست به اتهام فساد في‌الارض به دادگاه انقلاب فرستاده شد
دو هفته پیش، طی‌ تماس تلفنی با اینجانب در کانادا، ابتدا از باب دوستی‌ و نصیحت، حرفهای نامربوط بسیاری به همسرم نسبت دادند، گویی که من با ایشان تازه آشنا شده ام!! وقتی ‌متوجه شدند که اینگونه صحبت‌ها در بنده تاثیری ندارد، شروع به تهدید اینجانب کردند، که اینجا تحت نظر هستم و کوچکترین فعالیت یا مصاحبه در راستای رسانه ایی کردن این جریان عواقب جبران ناپذیری برای من خواهد داشت، از جمله دستگیری من و بازگرداندن من به ایران! این تهدید ها، با توجه به سکوت اجباری من، ابتداً بسیار عجیب مینمود، اما با مشاهده خبر امروز، علت آن برایم روشن شد
متاسفانه با اینکه پرونده به دادگاه انقلاب فرستاده شده، اما همچنان اجازه دسترسی وکیل به پرونده داده نمی‌شود و تا کنون از جزییات پرونده و اتهامات اطلاع دقیقی به دست ما نرسیده است. تنها اطلاعات اندک ما در طی ملاقات خانواده بعد از گذشت هشت ماه از آخرین ملاقات با ایشان در زندان اوین، حاکی از این است که برای اعتراف گیری از همسرم، روشهای مشابه سایرین نظیر خوراندن اجباری دارو‌های آرامبخش و توهم زا در هفته‌های اول دستگیری، شکنجه‌های شدید جسمی‌، و تنهایی‌های طولانی‌ مدت و طاقت فرسا در سلول انفرادی جهت تضعیف روحیه استفاده شده است. بر مبنای گفته های خانواده، ضعف شدید جسمی‌ سعید و مشهود بودن لرزش دست و بدن نشان از تداوم فشارهای جسمی‌ و روحی‌ بسیار بر او دارد. قابل ذکر است همسرم بیش از ۱۰ ماه از این یک سال را در سلول انفرادی بند ۲ الف سپاه پاسداران سپری کرده است، این بند مخوف، همان است که عزیزانی چون ابطحی، عطریانفر و ... را واداشت در مدتی بسی کوتاه تر بر علیه خود و اعتقاداتشان هر آنچه را بازجو در ذهن می پروراند، بر زبان جاری کنند

نکتهٔ نگران کننده اینجاست که در ملاقاتی که من در ۲۱ آذر ۱۳۸۷ با سعید داشتم، همسرم شدیدا نگران روند مستند سازی های خلاف واقع از سوی کارشناسان پرونده بود. وی عنوان کرد، او را به اتاقی‌ بردند و مجبور کردند که با خانمی از پای تلفن حرفهایی بزند که نشان از روابط غیر شرعی داشته باشد!! و همسرم که آن خانم را نمی‌‌شناخت، از این بابت نگران بود که "اگر آن بندهٔ خدا متأهّل باشد چه؟! ممکن است در دادگاه حد اسلامی برای آن خانم‌ قائل شوند". این نگرانی همسرم، در عین اینکه خود در مظن بزرگترین اتهام است، نشان از درستکاری و وجدان آگاه ایشان است. شخصیتی که نه تنها من، بلکه تمام دوستان و همکاران قدیم همسرم از ایشان میشناسند

به گفته خود سعید، عمده اعترافات غیرواقعی‌ و تن دادن به خواسته‌های کارشناسان پرونده تنها به دلیل تهدیدهای جدی بر علیه اینجانب بوده است. گویا در طی‌ حضور من در ایران، بطور مستمر بنده تحت نظر بودم. لازم به ذکر است که در تنها ملاقات اینجانب با همسرم، ایشان به طور عجیبی‌، ملتمسانه از من خواهش میکرد که به کانادا برگردم. مضحک بودن روند اعتراف گیری به آنجا رسیده که در جریان آخرین ملاقات، سعید از اعتراف دروغین ارتکاب به قتل نیز، علیه خود به خانواده خبر داده است.

موردی که برای اولین بار در اینجا مطرح می کنم، طبق اذعان صریح یکی از کارشناسان پرونده در زمانی که در ایران بودم، واداشته شدن سعید به همکاری فنی در مرکز سایبری گرداب است. تخصص اصلی‌ سعید امنیت شبکه و مدیریت بانک اطلاعاتی می باشد. در طی جریانات بعد از انتخابات، ضعف گروه گرداب در مهار اطلاع رسانی اینترنتی، طبق اقرارات خود این گروه، سبب شد که بسیار نیازمند تخصص افرادی همچون همسر من باشند و با تهدید خانواده و همسر، وی را مجبور به همکاری کنند. طبقه آنچه قاضی پرونده قبلا گفته بود، قرار بود که دادگاه سعید در تاریخ ۳۰ خرداد برگزار شود، که اتفاقات بعد انتخابات، و احتمالا نیاز گروه گرداب به تخصص همسرم باعث تاخیر در این ماجرا شد. چه بسا گروه‌های متعددی برای هک کردن سایت گرداب تلاش کردند ومتاسفانه چندان کاری از پیش نتوانستند ببرند و من مطمئنم که تخصص بالای همسر من در این امر بی‌ تاثیر نبوده است.
و براستی که بایست به سوگ نشست حقانیت، صداقت وعدالت این جمهوریت نیم بند اسلامی را که نه قانون و قانونمداری می داند و نه شریعت و مرجعیت
با احترام
فاطمه افتخاری
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
2009/09/22
مجموعه گرداب توهم به زودی...
با سلام خدمت خوانندگان عزیز وبلاگ
مجموعه شواهد و مدارک برای حمایت از مدیران دستگیر شده ی سایت ها با نام گرداب توهم در 50 صفحه آماده شده است.در این مجموعه با استناد به مدارکی که هم اکنون هم در سایت های آرشیو موجود است داستان پردازی ها و دروغ گویی ها و بزرگنمایی های سپاه به اثبات می رسد.
هم اکنون در حال طی فرآیند هایی هستم که اگر موفق شوم خبرهای خیلی خوبی برایتان خواهم داشت.
این مجموعه اوایل هفته ی آینده منتشر خواهد شد.
به زودی.......................................................
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
2009/08/07
بررسی مجموعه مستند شوک(یا جوک) 1!!!!
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت همه شما دوستان گرامی و سلام ویژه خدمت مدیریت وبلاگ
بینهایت در خدمتتونه حتما میپرسین من تا الان کجا بودم
من در دو ماه گذشته خیلی کار داشتم درس و کار هر دو با هم تازه امتحانات هم به اونا اضافه شده بودن
بعد هم مسائل انتخاباتی که دیگه تمام وقتمو گرفته بود و حتی نزدیک بود دستگیر بشم
روی هک سایت هم کار میکنم مخصوصا گرداب و همچنین دارم روی رنک این وبلاگ هم کار میکنم تا افراد بیشتری اونو بخونن
همچنین می خواستم یه بخشی رو در این وبلاگ راه بندازم که شما با عضویت در اون براتون فیلتر شکن ارسال بشه که این دیگه بستگی به نظر مدیر وبلاگ داره
اما شروع کار من
در ابتدا دوست دارم یه بحث تحلیلی به عنوان نخستین نوشته ام براتون بزارم البته با اجازه مدیریت وبلاگ
مجموعه شوک 1 که در تاریخ 1/1/88 از شبکه 3 صدا وسیما پخش شد
من نگاه بی طرف دارم و نتیجه را به ذهن آگاه خودتون میسپارم و اما تحلیل شوک 1 و در پایانش نتیجه گیری خودمو میگم دوست دارم شما هم نظرتون روبگید
قسمت اول
شوک برنامه است که اولین بار اگه اشتباه نکنم در پاییز 87 پخش شد و اون موقع در مورد مسائل قرص های شادی آور و گروه های ناهنجار حرف زد و اما بعد ها کارش رو ادامه داد حتی اخیراهم به بحث فوتبال وارد شده و یک برنامه در مورد حواشی فوتبال داشت و همین چند روز پیش هم یه برنامه در مورد سربازی داشت
من اصولا با برنامه هایی نظیر شوک مخالف نیستم اما نباید تندروی کنه و یه طرفه به قاضی بره
شوک که همان ویژه گرداب بود با سیاستی خاص در روز اول فروردین 88 یعنی روزی که احتما بیشترین بیننده را دارد پخش شد آن هم در ساعت میانه شب
شوک در ابتدا با نشان دادن کلاغ هایی شروع شد که حالتی زیرشاخه به خود می گرفت که باعث میشد نوعی ذهنیت در ذهن ببینده به وجود آورد که بعد ها به ذهن بینده جهت بده
باید گفت کسی که برای بار اول این قسمت رو میبینه روش تاثیری گنگ میذاره البته این تصاویر میخواد وخامت اوضاع رو به نمایش بگذاره که این ها چطور همه چیز رو در خودشن گرفتن که در نهایت همه چیز به یک کلاغ بزرگ ختم میشه کلاغ در فرهنگایران جایگاهی داره که .....
بعد از این صحنه ها مستند با یک تصویری از روشن شدن یک کامپیوتر و وصل شدن به اینترنت شروع میشود
البته با آهنگی ترسناک که این موضوع را در ذهن به وجود میآوره که اون شخص میخواد یه کار خلافی انجام بده مستند به سرعت از این صحنه ام میگذره اما این صحنه ها یه نوع کنجکاوی در ذهن بیننده ایجاد میکند و باعث میشود نتیجه گیری مستند اثرش رو بذاره
در ادامه یک گزارشگر شروع به پریشهایی از افرادی میکند که به نظر معمولی میاد اما یه نکته مهم در این گزارشها گزارش با یک جوانی است که به ظاهر کافی نت داره و کمی هم سوسولی حرف میزند این قسمت به طرز رندانه ای در مستند میاد البته هر از چند گاهی شاید یه دلیل این کار این باشه بیینده فکر کنه استفاده کننده از اینترنت چه آدمایی هستن(البته به موقع بیشتر توضیح میدم)
در ادامه با کارشناسی آشنا میشیم که شاید چهرش خیلی آشنا باشه که این کارشناس تاکید زیادی بر روی اعتیاد به اینترنت داره ولی حرفی از بد یا خوب بودنش نمیزنه
اول سوال رسمی برنامه از افراد در مورد اخلاق در فضایی انترنتی است که من هم با این مشکلی ندارم مستند بیشتر روی حمله به چت کارش رو شروع میکنه که اول سوال میپرسه chat یعنی چی؟
اما یک نکته خیلی جالب وجود داره و اون اینه که یک کارشناس که ما هیچ آشنایی قبلی با اون نداریم یک نتیجه بررسی رو میده (البته بدون هیچ گونه ارائه منبع و ماخذ از تحقیقاتی که گفته میشه) که آدم پیش خودش میگه چت چه چیزه بدی بوده و خبر نداشتیم
در ادامه با صحنه های کوتاه جواب روبه رو میشیم و اینکه این باور رو بر بیننده تحمیل کنه که بیشتر چت ها با دختر هاست و بیشتر بازدید ها از سایته های خواننده های مورد علاقه اون پسرک کافی نت دار است
البه به اینجا ختم نمیشه و سوال بعدی در مورد موضوعات گفتگو است که از همان اول معلومه که مستند چی میخواد که گفته بشه
اما برنامه جبهه اصلی شو از این جا شروع میکنه مصاحبه با پوریا یک جوانه 24 ساله
و هدف رو روی سایتهای غیر اخلاقی میذاره و همچنین فیلتر شدن و استفاده از فیلتر شکن ها است
اما مصاحبه کننده یک سوال زیرکانه میپرسه که این یک عادت است یا یه چیزه دیگه که شما به این سایت ها در اینترنت سر میزنید
اول سوال بعدی در مورد وجود این سایت ها دراینترنت است که پوریا اینجا شروع به شعار دادن میکند و میگه نباید باشه که مصاحبه کننده هم با زیرکی میگه به من داری این حرفا رو میزنی
که در این راستا بحث رو روی وجود این سایت ها میبره که در کل نتیجه ای که گرفته میشه اینه که وجودشون برای اینترنت بد است چون پوریا مثالی از این میزنه که خواهرش با اینترنت کار میکنه و نمیشه همیشه اونو کنترل کرد و کار خوبی هم نیست
اما یک سوال بزرگ برای هر بیننده آگاهی به وجود میاد اونم اینه که چطور در یک کشوری مثل آمریکا این سایت ها از سال های قبل تر از کشور ما وجود داشته ولی اتفاقی خاصی نیست
مگه نه این است که اخلاق در هر زمان و هر مکانی ثابت است و مثل دورغ که در تمام زمان ها بد است پس چرا کشوری مانند آمریکا این گونه سایت ها را قبول کردند من نمیخوام بگم که وجود این سایت ها خوبه اما میگم اینها دیگه از پایه های ثابت اینترنت شده اند خوب بگذریم ادامه بحث
خوب در این قسمت ما صحنه هایی رو از عده ای میبینیم که خودشون رو معرفی میکنند که از چهره بارز اونا سعید .م است که خودش رو برنامه نویس و طراح وب در کانادا معرفی میکنه
اما یک سوال بزرگ در این جا به ذهن ما میرسه و اون هم اینه که چطور از یه عده ای اعتراف میگیرن و در تلوزیون هم پخش میکنند اما بارهادر سایت گرداب گفته میشه که اینها هنوز جرمشون ثابت نشده ولی اعترافاتشون پخش میشه؟!!!!!!!!!
تازه اینها فقط حرفهایی که ما نمیدونیم در چه شرایطی گفته شده
اما یه چیزه مسخره ر این بین وجود داره که کل این اعترافات رو به زیر سوال میبره اون هم اینه که در ادامه یه شخصی که به ظاهر همان Ema87 است که در سایت آویزون مشغول به کار بوده سریعا میگه که تمام کارهای ما تحت حمایت و زیر نظر دولت های بیکانه بوده (من میخوام بدونم تا کی باید هی بگیم دولتهای بیگانه تا کی باید بگیم کا ر کار اوناست)
اما جالبیش هنوز هم ادامه داره در ادامه فردی که خودش رو از کاربران سایت ها میدونه عنوان میکنه که من با سایت هایی نظییر بی بی سی و روزنامه هاآرتص ! و همچنین سایت پروژه اسرائیل که که این سایت یه بحثی در مورد متوقف کردن خطر هسته ای ایران توش عنوان شده خدا میدونه این چه ربطی به سایت های غیر اخلاقی داره!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
سپس Ema87 در ادامه میگه که امریکا ما رو از طریق دادن چک تشویق به ادامه کار میکرد؟؟؟!!!!!!!!
سپس به آریا دانشکار برمیخوریم و بعد از اون به یه چیزی برمیخوریم که یک متهم دیگه میگه به ما گفتن در مورد انرژی هسته ای برین تاپیک بزنین ومن هم زدم و انرژی هسته ای رو تحریم کردم؟!!!!؟؟؟ (باز هم خدا میدونه انرزی هسته ای به سایت آویزون چه ربطی داره)
بعد در همین راستا باز هم میگه ما انتخابات ریاست جمهوری رو تحریم کردیم و..... تا همین جا رو داشته باشین دوباره ادامه میدم در ضمن من فیلم این مستند رو هم در 4 قسمت 10 دقیقه برای راحتی دانلود شما آماده کردن که هر چه زود تر روی وبلاگ میذارم
پایان قسمت اول
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
2009/07/13
دست در دست هم دهیم به مهر گرداب را کنیم نابود!!!

بسیار خرسندیم از این که گرداب خودش را از پشت نقاب و چهره ی غیر واقعی و دروغین به در آورد و ماهیت خودش را نشان داد.به طور حتم اگر ما تا هزار سال دیگر هم از ماهیت اصلی گرداب سخن می گفتیم این گونه که اکنون خودش اثبات کرد به گوش کسی نمی رفت....
اقدامات اخیر سایت گرداب خشم مردم و کاربران اینترنت را در آورد به طوری که بسیار سراغ دارم کسانی را که تا قبل از آن با گرداب هم سو شده بودند و کارهایش را تایید می نمودند اما الان نظرشان تغییر یافته است.
سایت گرداب پس از تهدید شدید خبرگذاری ها و سایت ها و وبلاگ های خبر رسان اینترنت اقدام به درج تصاویر مردم بی گناه به عنوان اغتشاشگر در دو قسمت و هم چنین ایجاد شبکه ای با نام دارکوب(که احتمالا مربوط به همین موارد است) نموده است.در پی این قبیل اقدامات غیر قانونی تعدادی ازکاربران اینترنت در شبکه های اجتماعی بیانیه هایی را صادر نمودند که در آن برای از بین بردن ایمیل های سایت گرداب از همگان کمک خواسته شده بود.من این مورد را در facebook و twitter مشاهده کردم.

حالا نوبت ماست که در حد توانمان یک حالی به گرداب بدهیم.آن چه که لازم است انجام شود بسیار ساده است و نه نیازی به مهارت دارد و نه نیازی به وقت اضافه....
کافیست در هر سایت علمی , فرهنگی , ورزشی , هنری , دینی , سیاسی , ادبی , سکسی و هر سایت دیگری اعم از ایرانی و خارجی که می روید و در آن خبر نامه مشاهده می کنید ایمیل سایت دروغ پرداز گرداب یعنی info@gerdab.ir که ایمیل اصلی گرداب است در آن ها ثبت کنید.اسپم ها و هرزنامه ها را هم فراموش نکنید .خلاصه هر چه که دیدید دریغ نکنید.
مطمئنا حجم بالای ایمیل دمار بچه های گرداب و سپاه را در خواهد آورد و تا سرحد مرگ عصبانیشان خواهد کرد.اگر تعداد زیاد باشد هیچ کاری از دستشان بر نمی آید.
این مطلب را در هر جایی که می توانید کپی کنید تا همه کمک کنند.

هم چنان منتظر مجموعه ی بعدی ما باشید.مجموعه ای از مدارک و شواهد برای اثبات دروغ بودن بسیاری از اتهامات گرداب .تا به حال نگارش و جمع آوری مدرک برای 15 صفحه ی آغازین مجموعه به پایان رسیده است.بر آورد می شود مجموعه بین 40 تا 50 صفحه باشد.امیدوارم بتوانم هرچه سریعتر آن را آماده کنم و در اختیار کاربران اینترنت قرار بدهم.

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
2009/07/05
قانون جرائم اینترنتی تصویب شد
سکوتم از رضایت نیست...


نه این که در طول این چند سال هر جنایتی که خواستند در اینترنت انجام ندادند. نه این که صدها نفر از مدیران سایت ها و وبلاگ نویس ها از سال 82 تا به حال دستگیر نشده اند.نه این که قبلا هیچ شرکتی مجبور نمی شد IP کاربرانش را در اختیار وزارت اطلاعات بگذارد...


پس از تکمیل شدن قوانین جرائم رایانه ای توسط مجلس که ظرف چند روز گذشته به تصویب نهایی رسیده است کلیه ارائه دهندگان خدمات دسترسی (ICP – ISP ) و خدمات میزبانی ( سایتها – سرویس های وبلاگ نویسی و ..) مکلفند طبق دستور صادره مراجع قضایی ، کلیه اطلاعات کاربران از جمله IP آنها را به مقامات و ضابطین قضایی تسلیم نمایند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
از این رو بسیاری از سایت های ایرانی و وبلاگ ها از جمله سایت کلوب و میهن بلاگ و... در اطلاعیه هایی با هشدار دادن به کاربران خود از آن ها خواستند تا در فعالیت های خود دقت بیشتری به عمل آورند.










مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin